ضرب‌المثل‌های بی‌خاصیت

داستان از جایی آغاز میشه که وارد یک سوپر قدیمی و کوچیک شدم، از اونایی که هنوزم با لفظ بقالی می‌شناسیمشون. پیرمردی پشت پیشخان بود. خریدهام شد۹۵۰۰ که یه اسکناس ده تومنی بهش دادم. دنبال ۵۰۰ تومن پول خرد می‌گشت که برگردونه. از طرفی چون توقف دوبله کرده بودم (علیرغم خلوتی ظهر) باید زودتر برمی‌گشتم….

ادامه ی مطلب

پیران قدیم، پیران جدید

بخش اول تابه‎حال به این پیرمردای بیکار دقت کردین که اکثراً دم درِ مسجد می‌شینن و تمام هنرشون در زندگی، پس انداختن یک‌ دوجین بچه و توسری زدن به همسر (یا همسرانشون!) و ضعیفه خطاب کردن اونهاست؟ همونایی که سگرمه‌هاشون توی همه و وقتی از کنارشون رد میشی اول باید سلام کنی و اگه خدای…

ادامه ی مطلب