اسب‌های گروه چهار

نمی‌دونم تا چه حد با طبقه‌بندی نژادهای مختلف اسب آشنا هستین. البته اگه آشنایی ندارین مشکلی نیست چون منم بلد نیستم. تابه‌حال سوار اسب هم نشدم. یعنی یه بار خواستم سوار بشم ولی صاحب اسبه گفت با این وزنی که تو داری اسبم می‌شکنه و ‌از وسط نصف می‌شه! نفهمیدم اسبه سوسول بود یا صاحبش….

ادامه ی مطلب

پرایمینگ ذهنی

اوایل ازدواج بین چند خونه‌ای که برای سکونت دیده بودیم، یک انتخاب بین من و همسر گرامی مشترک بود. طبقۀ همکف منزلی نسبتاً قدیمی با حیاط بزرگ و اختصاصی و صاحبخونه‌ای که از همکاران قدیمی پدرم بود. درواقع هردومون اهل آپارتمان‌نشینی و لوکس‌گرایی و تجملّات نبودیم و هنوزم نیستیم و اساساً با زندگی سنّتی راحت‌تریم….

ادامه ی مطلب

بازداشت به جرم حمل آفتابه

به‌نظر‌میرسه دوران خدمت مقدس(!) سربازی برای همۀ ما مردان ایرانی یک وجه مشترک داره. اینکه قبل از اعزام، به زمین و زمان و عالم و آدم فحش میدیم و احساس می‌کنیم وقت گرانبهامون تلف خواهد شد و تا آخرین روزنه‌های امید به دنبال گرفتن معافی می‌دویم. اما نهایتاً بعد از اینکه مجبور شدیم و رفتیم،…

ادامه ی مطلب

عقده حقارت

مادر یکی از آشنایان فوت کرده بود. در این مواقع معمولاً سعی می‌کنم فقط در اصل موضوع (مراسم تدفین) حضور پیدا کنم و در مراسم ختم و مسجد و اینها شرکت نمی‌کنم. اما چون دفن این مرحومه در شهر دیگری انجام شد نتونستم برم و تلفنی تسلیت گفتم. امروز متوجه شدم که مراسم ختمی در…

ادامه ی مطلب

زبان مادری

یه کتاب خودآموز زبان روسی تو خونه داشتیم که هیچوقت سراغش نرفته بودم. چون احتمال می‌دادم که نه تنها به درد این دنیام نمی‌خوره بلکه به درد آخرت هم نخواهد خورد (در این مورد گویا زبان عربی نقش بهتری ایفا می‌کنه!) دوران جوانی، برای مدتی فروشندۀ یک فروشگاه بودم که بسیاری از مشتریان اونجا رو…

ادامه ی مطلب

طبقه‌بندی مدیران

یکی از راه‌های میان‌بُر زدن برای شناسایی دنیای اطراف (از اشیاء تا انسان‌ها) طبقه‌بندی کردن اونهاست. همونطور که می‌دونیم بسیاری از این طبقه‌بندی‌ها پایه و اساس علمی داشته و مورد پذیرش دنیا قرار گرفتن و خیلی‌‌ها هم خیر. بعضی طبقه‌بندی‌ها هم توسط جادوگران واژه‎ها ساخته شده که نسل‌ها سینه به سینه منتقل شده و هرچند…

ادامه ی مطلب

پناهگاه یکی مونده به آخر

پردۀ اول در شهر مشهد، خانواده‌های زیادی هستن که با بیماری فرزند یا نوزادشون دست به گریبانن. این‌ها در صورتی که امیدی به درمان نداشته باشن آخرین ملجأ و پناهگاهشون حرم امام رضاست. چه با اعتقاد و چه حتی بی‌اعتقاد. اما قبل از رفتن به آخرین پناهگاه (یعنی حرم) پناهگاه یکی مونده به آخری هم…

ادامه ی مطلب

به اسم رقابت

آیا تابحال دقت کردین که به اسم رقابت چه کثافت‌کاری‌های عظیمی در دنیای امروز ما انجام میشه؟ طوری که بعضاً تبدیل به نوعی هنجار هم شده. به طور مثال اگر پای صحبت یک علاقمند به ورزش بشینیم، می‌بینیم که در عرض مدت کوتاهی قادره برامون کلی مثال از رقابت‌های کثیف تیم‌های مختلف ورزشی از سراسر…

ادامه ی مطلب

پزشک یا عطّار ؟

این پست رو با چند سوال آغاز می‌کنم: درصورت بروز یک مشکل نه‌چندان‌جدی مثل سردرد، سرماخوردگیِ ساده، اندکی درد یا ترش‌کردن معده و امثال این‌ها، آیا به پزشک متخصص مراجعه می‌کنین یا طبیب سنّتی؟ دریافت دارو از داروخانه برای شما امنیت ذهنی بالاتری داره یا مغازۀ گیاهان دارویی؟ آیا از گروه افرادی هستین که درمان…

ادامه ی مطلب

حق‌هایی که نداریم

امشب قصد ندارم در مورد حقوق پایمال شده و احقاق‌حق و امثالهم چیزی بگم. در این باره هزاران نوشته و مطلب هست که میشه بهشون مراجعه کرد. همه می‌دونیم و گوش‌هامون پُره از این چیزا. ضمن اینکه قبل از من و شما، دیگران قرن‌هاست خودشونو جر دادن و گفتن و آخرشم هیچ. بلکه قصد دارم…

ادامه ی مطلب