گدایان عصر ارتباطات

حوالی سال‌های ۶۴ یا ۶۵ بود و کـلاس چهـارم ابتدایی بـودم. زنگ آخر ورزش داشتیم و بچه‌های کلاس، در دو گروه تشکیل تیم داده و فوتبال بازی کردن. البتـه زبونم لال، روم به دیوار از نوع شرطی (خدا از سر تقصیراتمون بگذره) درنهایت هم گند زدیم و شرطو باختیم و هرچی تو جیبمون داشتیم ریختیم…

ادامه ی مطلب

در انتظار کفن‌دُزد بعدی

هرچند حکایت “صـد رحـمـت بـه کفـن‌دُزد اولـی” معروف‌تر از اینه که نشنیده باشین، اما با این حال فکر می‌کنم یادآوری مجددش خالی از لطف نباشه. گویا اون قدیما شخصی زندگی می‌کرد که به شغل شریف و ارزشمند(!) کفن‌دُزدی مشغول بود. یعنی اگه کسی می‌مُرد و به خاک سپرده می‌شد، همون شب اول می‌رفت سراغش. نبش…

ادامه ی مطلب

پیران قدیم، پیران جدید

بخش اول تابه‎حال به این پیرمردای بیکار دقت کردین که اکثراً دم درِ مسجد می‌شینن و تمام هنرشون در زندگی، پس انداختن یک‌ دوجین بچه و توسری زدن به همسر (یا همسرانشون!) و ضعیفه خطاب کردن اونهاست؟ همونایی که سگرمه‌هاشون توی همه و وقتی از کنارشون رد میشی اول باید سلام کنی و اگه خدای…

ادامه ی مطلب

به خودمون رحم کنیم

فکر می‌کنم همۀ ما به همون اندازه که از افراد “زرنگ” و به قول عامیانه” تیز” خوشمون میاد و جذبشون میشیم، به همون میزان هم از افرادی که “احساس زرنگ‌بودن” می‌کنن بیزار باشیم. بعید می‌دونم نیازی به مثال باشه. کافیست سر بچرخونیم تا نمونه‎های بیشماری در اطراف، فامیل، همکاران، آشنا، غریبه، دوست و دشمن ببینیم….

ادامه ی مطلب

پرایمینگ ذهنی

اوایل ازدواج بین چند خونه‌ای که برای سکونت دیده بودیم، یک انتخاب بین من و همسر گرامی مشترک بود. طبقۀ همکف منزلی نسبتاً قدیمی با حیاط بزرگ و اختصاصی و صاحبخونه‌ای که از همکاران قدیمی پدرم بود. درواقع هردومون اهل آپارتمان‌نشینی و لوکس‌گرایی و تجملّات نبودیم و هنوزم نیستیم و اساساً با زندگی سنّتی راحت‌تریم….

ادامه ی مطلب

پناهگاه یکی مونده به آخر

پردۀ اول در شهر مشهد، خانواده‌های زیادی هستن که با بیماری فرزند یا نوزادشون دست به گریبانن. این‌ها در صورتی که امیدی به درمان نداشته باشن آخرین ملجأ و پناهگاهشون حرم امام رضاست. چه با اعتقاد و چه حتی بی‌اعتقاد. اما قبل از رفتن به آخرین پناهگاه (یعنی حرم) پناهگاه یکی مونده به آخری هم…

ادامه ی مطلب

به اسم رقابت

آیا تابحال دقت کردین که به اسم رقابت چه کثافت‌کاری‌های عظیمی در دنیای امروز ما انجام میشه؟ طوری که بعضاً تبدیل به نوعی هنجار هم شده. به طور مثال اگر پای صحبت یک علاقمند به ورزش بشینیم، می‌بینیم که در عرض مدت کوتاهی قادره برامون کلی مثال از رقابت‌های کثیف تیم‌های مختلف ورزشی از سراسر…

ادامه ی مطلب

حق‌هایی که نداریم

امشب قصد ندارم در مورد حقوق پایمال شده و احقاق‌حق و امثالهم چیزی بگم. در این باره هزاران نوشته و مطلب هست که میشه بهشون مراجعه کرد. همه می‌دونیم و گوش‌هامون پُره از این چیزا. ضمن اینکه قبل از من و شما، دیگران قرن‌هاست خودشونو جر دادن و گفتن و آخرشم هیچ. بلکه قصد دارم…

ادامه ی مطلب

کلیپ رئیس‌جمهور درحال…!

تابحال براتون پیش اومده که کاری رو انجام بدین و بعدش تا مدت‌ها احساس حماقت بهتون دست بده؟ فکر می‌کنم مصداق بارز این موضوع رو میشه در تست عدم اعتیاد دید که برای استخدام در بعضی سازمان‌ها و همچنین امر مقدس ازدواج جزء بایدهاست. راستش هنوز نتونستم هضم کنم چطور ممکنه کسی که در فرهنگ…

ادامه ی مطلب

توهّم احقاق حق

فکر می‌کنم توهّم احقاق حق در بین ما مردم رواج گسترده‌ای داره. اجازه بدین یه واقعه تاریخی عرض کنم بعد بریم سراغ اصل موضوع: گویا زمانی که مرحوم دکتر مصدّق والی فارس بود، یکی از بزرگان و معتمدین شیراز به نام ادیب (یا ادیب‌الدّوله) نامه‌ای دریافت کرد که هیچ نام و نشانی نداشت و در…

ادامه ی مطلب