با استیو جابز از شیراز تا بغداد

پیش مقدمه: پارسال در یک شب نه چندان دل‌انگیز و در خلال دست‌ و پنجه نرم‌ کردن با یک بیماری زودگذر و تب شدید، نشستم و این داستان رو در وبلاگ قبلیم نوشتم و قصد داشتم بعد از مدت کوتاهی از وبلاگ بردارم. اما بازخورد عجیب و دور از انتظار مخاطبین باعث شد که بعد…

ادامه ی مطلب

مرد

 مرد در شلوغی خیابون توقف دوبله کرده و منتظر خودرویی بود که می‌خواست از پارک بیرون بیاد تا به‌جاش پارک کنه و بره داخل بانک. ولی به‌نظرمی‌رسید رانندۀ خودرو، نیاز به جای پارک مرد رو احساس کرده و احتمالاً اونو فرصتی دیده بود برای اعمال قدرت! چرا که با خونسردی مشغول صحبت با موبایلش بود….

ادامه ی مطلب