عقده حقارت

مادر یکی از آشنایان فوت کرده بود. در این مواقع معمولاً سعی می‌کنم فقط در اصل موضوع (مراسم تدفین) حضور پیدا کنم و در مراسم ختم و مسجد و اینها شرکت نمی‌کنم. اما چون دفن این مرحومه در شهر دیگری انجام شد نتونستم برم و تلفنی تسلیت گفتم. امروز متوجه شدم که مراسم ختمی در…

ادامه ی مطلب

لچکم بر سرت باد !

متن زیر در یک شب پاییزی سال ۹۶ توسط دوست عزیزی و از طریق تلگرام به دستم رسید که همون لحظه این مطلب رو در وبلاگ قبلیم نوشتم و امشب منتقل اینجا می‌کنم:. زنی نزد نادر شاه رفت و روسری خود را بر سر نادر انداخت. نادر پرسید این چه کاریست؟ زن پاسخ داد لچکم…

ادامه ی مطلب

توهّم ما می‌توانیم

به مناسبت فاجعه ۱۹ مردادماه ۱۳۹۳ افتضاح وحشتناکی بود. مثل همیشه هم تحمل بخش دردناک قضیه به گردن افراد بیگناه افتاد. افتضاحی که شاید به دلیل توهّم “ما می‌توانیم” بعضی متوهّمین بود. جناب آقای دکتر “مامی‌توانیم‌نژاد” عزیز: آیا می‌دونی سوختگی با بنزین یعنی‌چی استاد؟ فکر می‌کنم چیزی باشه در حد سوختن با آتش جهنّم! البته…

ادامه ی مطلب

هیتلرجان! آسوده بخواب

اهل کاشانم … راستش همیشه بابت این عبارت، به سهراب غبطه خوردم. از یک دیدگاه، چقدر خوب به‌نظرمی‌رسه که کسی با خیال راحت بتونه بگه اهل کجاست. از شما چه پنهون، یکی از سخت‌ترین سوالاتی که ازم میشه و جواب روشنی براش ندارم اینه که بپرسن : اهل کجایی؟ واقعیت اینه که نمی‌دونم اهل کجام!…

ادامه ی مطلب

توهّم ایرانیزه

آورده‌اند که روزی یک گوسفند و یک گاو و یک شتر از صحرایی خشک و بی‌آب‌وعلف در حال عبور بوده و هرسه هم بسیار گرسنه بودن. تااینکه از دور، بوتۀ علفی دیده شد و هرسه، خوشحال به طرف اون وعدۀ غذایی حمله کردن. ولی خوشحالی‌شون مدت زیادی طول نکشید. چون با اولین نگاه می‌شد فهمید…

ادامه ی مطلب

حسّ خوب آرامش!

شکی نیست که شرایط جامعۀ امروز ما اونقدر سخت و پیچیده شده که همۀ شهروندان محترم نیاز به اندکی آرامش و حالِ‌خوب دارن. مخصوصاً آقایون که به‌نظرمی‌رسه خیلی خسته‌تر‌ باشن. بنابراین در اینجا به چند روش کاملاً ایرانیزه در راستای ایجاد یک حسّ‌خوب‌آرامش که جواب خودشون رو هم به‌خوبی پس دادن اشاره می‌کنم. البته منحصراً…

ادامه ی مطلب

کنجکاو یا کرّه‌خر عقده‌ای؟

بر اساس واقعیتی که در اطراف و جامعۀ امروز می‌بینم، مواردی مثل افسردگی، بیش‌فعالی کودکان و امثالهم، علیرغم اینکه مباحث جدی و پیچیده‌ای در علم روانشناسی محسوب میشن، ولی به‌نظرمیرسه از آسیب مُدهای بیمارشناسی امروزی در امان نبوده و بیشتر تبدیل به نوعی برچسب رفتاری شدن. بطورمثال یک کودکِ از دید دیگران شلوغ و حتی…

ادامه ی مطلب

مرگ در ۲۵ سالگی

برای شنیدن جملات (یا دقیق‌تر بگم: خزعبلات) تکراری زیر نیازی نیست راه دوری بریم. فقط کافیه متولد و بزرگ‌شدۀ کشور عزیزمون ایران باشیم تا یک عمر اونها رو از زبان والدین و در راستای قربانی کردن فرزندان بشنویم: پسرم! درس بخون تا واسه خودت کسی بشی … دخترم! درس بخون تا آیندۀ درخشانی پیدا کنی…

ادامه ی مطلب

فرافکنی ایرانیزه

به نظر می‌رسه در تمام سوانح جاده‌ای کشورمون، همیشه از وزیر صنعت‌ومعدن و مدیرعامل خودروسازی گرفته تا آبدارچیِ نمایندگیِ فروش خودرو در خیابون پشتی خونه‌مون، و همچنین از وزیر راه‌وترابری و رانندۀ گریدر جاده‌سازی گرفته تا شتر و روباهی که مثل خر می‌پرن وسط جاده، همگی در این سوانح، مقصر اصلی هستن اما یک نفر…

ادامه ی مطلب

بحران جدی کشور در ۱۳۹۹/۹/۹

اواسط اسفندماه ۱۳۹۲ بود که برای عمل جراحی اسلیو معده یک مرفه بی‌درد ( از گروه ۴ درصدی‌ها!) راهی مطب یکی از (مثلاً) اساتید جراحی گوارش کشورمون شدیم. البته گند عظمای آقای دکتر و اینکه دوستم تا مرز ملاقات با عزرائیل هم جلو رفت و بالاجبار کارش به عمل دوم کشید و بقیه داستان رو…

ادامه ی مطلب