از بانوی محترمی پرسیدن که جریان ازدواجت چگونه بوده. گفت من تو داروخونه کار می‌کردم که روزی آقایی اومد و گفت کاندوم ایکس ایکس ایکس لارج می‌خوام. منم دست و پام رو گم کردم و از هول حلیم توی دیگ افتادم و با سیاست و ترفند رفتم زنش شدم. اما بعدها فهمیدم مرتیکۀ پدرسگ لکنت…

ادامه ی مطلب