که عشق آسان نمود اول ولی…

فلانی یه لباس‌فروشی زد و در عرض مدت کوتاهی بارشو بست. ولی من با اینکه همین مسیر رو خیلی بهتر از اون جلو رفتم، نتونستم موفق بشم و بعد از یک سال مجبور شدم مغازه رو جمع کنم. چرا؟ بهمانی رفت کشور چین و به کارگاه‌های زیرپله‌ای اونجا سفارش تولید لوازم خونگی داد. یه اسم…

ادامه ی مطلب

با استیو جابز از شیراز تا بغداد

پیش مقدمه: پارسال در یک شب نه چندان دل‌انگیز و در خلال دست‌ و پنجه نرم‌ کردن با یک بیماری زودگذر و تب شدید، نشستم و این داستان رو در وبلاگ قبلیم نوشتم و قصد داشتم بعد از مدت کوتاهی از وبلاگ بردارم. اما بازخورد عجیب و دور از انتظار مخاطبین باعث شد که بعد…

ادامه ی مطلب