پردۀ اول

در شهر مشهد، خانواده‌های زیادی هستن که با بیماری فرزند یا نوزادشون دست به گریبانن. این‌ها در صورتی که امیدی به درمان نداشته باشن آخرین ملجأ و پناهگاهشون حرم امام رضاست. چه با اعتقاد و چه حتی بی‌اعتقاد.

اما قبل از رفتن به آخرین پناهگاه (یعنی حرم) پناهگاه یکی مونده به آخری هم براشون وجود داره. یک پزشک فوق تخصص اطفال و نوزادان با شهرتی عجیب. شهرتی که باعث شده اگر به مطبش سربزنیم، بیماران بسیاری از سراسر ایران (و حتی خارج از ایران) رو ببینیم.

دکتر احمدشاه فرهت

حدود ۱۵ سال قبل گذرم به مطبش افتاد. بیماری فرزندم طوری بود که بین ۳ پزشک در چرخش بودیم (یک استادیار و یک استادتمام رشته اطفال به همراه یک فوق تخصص قلب اطفال). یکی از پزشکان آشنا بهم گفت “حرف آخر در حوزه تخصص اطفال رو دکتر فرهت میزنه. بچه رو ببر پیشش

از شلوغی وحشتناک مطب و داستانی که برای گرفتن وقت داشتم می‌گذرم. اما برخورد دکتر فرهت از چند نظر همیشه در خاطرم موندگاره. 

اول: مهارت عجیبش در کار که بعد از حدود ۳ دقیقه تشخیصی داد که اون سه پزشک قبلی اجماعاً به این تشخیص (اونم بعد از چند روز) رسیده بودن!

دوم: شخصیت شوخ‌طبع و مهربانش و از همه مهم‌تر خاکی‌بودن و تواضع منحصربه‎فرد این بزرگوار با چنین درجۀ علمی (این میزان تواضع کار هرکسی نیست)

سوم: لهجۀ خاص دکتر که کنجکاو شدم بدونم دکتر اهل کجاست که فهمیدم اصالتاً افغانی است.

امروز هم از گوشه و اطراف می‌شنوم که همچنان دکتر فرهت در صدر تشخیص و درمان بیماریهای اطفال قرار داره و حتی بنا به گفته یکی از دوستان گویا در یک برنامه تلویزیونی هم شرکت کرده.

 

پردۀ دوم

حوالی سال ۷۵ یا ۷۶ بود. یک هم‌خدمتی داشتم که فوق لیسانس فلسفه بود و ستوانیکم وظیفه. پسر خوبی بود. صبح‌ها میومد اداره و ظهر میرفت. می‌گفت بعدازظهرها با چند نفر دیگه مشغول یه کار پژوهشیه تحت نظر یک استاد بزرگ! خیلی از استادش با احترام یاد میکرد و حتی یادمه یه بار گفت در دنیا مثل ایشون نداریم! یه بار ازش پرسیدم این استادتون کیه؟ گفت استاد نجیب مایل هروی و کمی هم در مورد اینکه فرهنگ و زبان فارسی مدیون ایشونه حرف زد. دیگه چیزی نپرسیدم و اونم چیزی نگفت. بعدها فهمیدم که استاد نجیب مایل هروی هم یک افغانی است. (البته این بزرگوار رو زیارت نکردم)

نوشتۀ ۲ روز قبل دکتر محسن رنانی اونقدر سروصدا کرد که مطمئنم اکثر خوانندگان اینجا این متن دردناک رو خونده باشن. اینکه کشور ما با این‌همه ادعای فرهنگ و مهمون‌نوازی چه به روز این ۲ استاد بزرگ آورده!

امروز سرِکار این متن دردناک رو خوندم. هنوزم حالم خوب نشده!

نجیبی در اسارت نانجیبی (دکتر رنانی)

امان از نانجیبی!