به نظر می‌رسه در تمام سوانح جاده‌ای کشورمون، همیشه از وزیر صنعت‌ومعدن و مدیرعامل خودروسازی گرفته تا آبدارچیِ نمایندگیِ فروش خودرو در خیابون پشتی خونه‌مون، و همچنین از وزیر راه‌وترابری و رانندۀ گریدر جاده‌سازی گرفته تا شتر و روباهی که مثل خر می‌پرن وسط جاده، همگی در این سوانح، مقصر اصلی هستن اما یک نفر هیچگاه مقصر نیست:

شخص راننده!

طرف، وسط گرمای ۴۵ درجه جاده کویری با سرعت ۱۴۵ کیلومتر در ساعت و با خودروی پراید(!) درحال تاختنه که ناگهان لاستیک می‌ترکه و طبیعتاً ۴۵ تا ملّق می‌زنه و به ملکوت اعلی می‌پیونده (روحش شاد)

اما جالب اینجاست که از دید دیگران، تقصیر از خودروسازیه که خودروی ناامن تولید کرده. مدیونین اگه فکر کنین رانندۀ مرحوم، کمترین نقشی در این حادثه داشته و به چیزی به نام سرعت مطمئنه اعتقادی نداشته.

یکی دیگه با پژو ۴۰۵ و با سرعت ۱۸۰ تا میره زیر تریلی و از حالت ماده به انرژی تبدیل می‌شه. بازهم از دید دیگران، شرکت ایران‌خودرو مقصره که خودروی غیرایمن تولید کرده وگرنه اگه مرحوم راننده، به جای خودروی وطنی، با بنتلی کنتیننتال میرفت زیر تریلی، احتمالاً فقط قولنجش شکسته می‌شد و خستگیش درمی‌رفت!

فکر بد نکنین! اجازه بدین موضع خودمو مشخص کنم و بعد بریم سراغ ادامۀ داستان

بنده شخصاً مخالف صنعت خودروسازی در ایران هستم. خدای نکرده تصوّر نکنین که دارم ازشون دفاع میکنم. خدا اون روزی رو نیاره که بخوام (علیرغم اینکه در بسیاری از موارد، مدافع جنس ایرانی هستم) از خودروسازی ایران دفاع کنم. نیم قرن براش صبر کردیم و این بود نتیجه‌اش. امیدوارم هرچه زودتر درش تخته بشه و ایضاً امیدوارم خدا از باعث و بانیش نگذره که این‌همه سرمایۀ ملی رو از بین برد.

.ولی با یک موضوع مشکل اساسی دارم:

فرافکنی عجیبی که بین ملّت وجود داره و اینکه آمار سالانه ۱۸۰۰۰ کشته جاده‌ای رو فقط گردن ناامنی خودروهای داخلی میندازن.

دوست عزیز:

در اینکه خودروهای ایرانی نسبت به دیگر خودروهای دنیا افتضاح هستن شکّی نیست.

در اینکه خودروهای وطنی امنیت خوبی ندارن شکّی نیست.

در اینکه با سیاست های کثیف انحصاری، من و شما و اکثریت مردم رو مجبور به خرید (اون‌هم با قیمت‌های نجومی و خنده‌دار) می‌کنن، بازهم شکّی نیست.

ولی یادمون هم باشه که با این طرز رانندگی وحشیانه، هیچ خودروی روز دنیا نمی‌تونه جلوی مرگ و میر ما رو بگیره

اگه اینطور بود حداقل پورش خیابون شریعتی بعد از کوبیدن به درخت، جون راننده‌شو نجات می‌داد (ضمن اینکه این حادثه در خیابون اتفاق افتاد نه در جاده)

بنابراین بد نیست جهت انگشت اتهام رو کمی اینطرف‌تر بگیریم.

یا به تعبیری:

جای سوزن و جوالدوز رو با هم عوض نکنیم.

و دست از این فرافکنی ایرانیزه برداریم.

برای بیان بهتر موضوع، یک سوال می‌پرسم:

اگه همین فردا اعلام بشه تمامی پرایدسواران، پرایدها رو تحویل بدن و به‌جاش یک خودروی هم‌کلاس (مثلاً مزدا ۲) تحویل بگیرن

و همچنین تمام پژو و سمند سواران، ماشیناشونو بدن و به جاش یک مزدا ۳ تحویل بگیرن

به نظر شما چه تفاوت معناداری در آمار ۱۸۰۰۰ کشته سالانه جاده‌های ما خواهد داشت؟

پاسخ با شما

.راهنمایی:

چشم ها را باید شست. جور دیگر باید دید. 

(بازنویسی از وبلاگ قبلی)