یکی از راه‌های میان‌بُر زدن برای شناسایی دنیای اطراف (از اشیاء تا انسان‌ها) طبقه‌بندی کردن اونهاست. همونطور که می‌دونیم بسیاری از این طبقه‌بندی‌ها پایه و اساس علمی داشته و مورد پذیرش دنیا قرار گرفتن و خیلی‌‌ها هم خیر. بعضی طبقه‌بندی‌ها هم توسط جادوگران واژه‎ها ساخته شده که نسل‌ها سینه به سینه منتقل شده و هرچند اعتبار علمی قابل اعتنایی ندارن اما جذابیت و زیبایی خاص خودشون رو همچنان حفظ کردن.

مثلا در دورانی که اون عزیز بزرگوارمون در شهر شیراز شب و روز درگیر کمر باریک و لعل لب و شراب ناب و خال هندوی فلانی و اندام سکسی بهمانی بود (البته همه می‌دونیم که منظورش آسمانی و عرفانی و الهی بوده!) بنده‌خدایی هم معروف به ابن‌یمین در اون طرف ایران (نزدیکی‌های سبزوار) هوس کرد طبقه‌بندی متفاوتی از انسان‌ها ارائه بده که بسیار هم زیبا و دلنشین بود و هنوزم هست:

از

آنکس که بداند و بداند که بداند

تا

آنکس که نداند و نداند که نداند

با توجه به مقدمۀ فوق هوس کردم برای جا نموندن از قافلۀ طبقه‌بندی افراد، بنده هم عرض اندامی کرده و خلاصۀ مشاهداتم رو در قالب یک طبقه‌بندی از مدیران (یا بهتر عرض کنم صاحبان کسب و کارهای کشورم) البته در حوزۀ پرداخت حقوق پرسنل و به صورت بسیار ساده شده عرض کنم. به این ترتیب:

اونی که داره و میـــده

اونی که نداره و نمیده

اونی که نداره و مـیده

اونی که داره و نمـیده

  

«عجب عکس زندگی‌بخشی!»

بخش اول

« داره و میده »

خب بحثی نیست. خدا خیر و برکت بده به کسی که چرخ سازمانش می‌چرخه و پول درمیاره و در کنارش هم حق و حقوقات پرسنلش رو سروقت پرداخت می‌کنه. ایشالا دست به خاکستر بزنی طلا بشه برات مادر! البته این پدیده چندسالی هست که در کشور ما خیلی کمرنگ شده.

بخش دوم

« نداره و نمیده »

برخلاف مورد قبل، متاسفانه این مورد در کشور ما زیاد دیده میشه. بهرحال وضعیت اقتصادی خرابه و خیلی از سازمان‌ها نهایت هنرشون اینه که تونستن خودشون رو با هزار مصیبت و ضرر و زیان فقط زنده و سرپا نگه دارن به امید آینده‌ای بهتر. البته اینجا باید تشکر ویژه‌ای بکنم از پرسنل بامعرفتی که حتی چندماه حقوق نگرفتن اما همچنان به سازمانشون وفادار هستن (فارغ از اعتقاد شخصی خودم مبنی بر تایید یا رد این حرکت) و صدالبته به شرط اینکه واقعاً به حُسن‌نیت مدیران و اینکه واقعاً پولی برای پرداخت حقوق ندارن اعتماد داشته باشن.

بخش سوم

« نداره و میده » !

این یکی واقعاً عجیبه! ولی هست. بهتره بگم از استثنائات روزگار ماست. چیزی که به چشم خودم دیدم این بود که سال‌ها قبل با بزرگواری کار می‌کردم که روز اول همکاری بهم گفت: اگه حقوق بچه‌هام (هیچوقت از لفظ کارگرهام استفاده نمی‌کرد و میگفت بچه‌هام) از یکُم برج بشه دوم برج، خودت با احترام استعفاتو بنویس و برو ! (اون مقطع به عنوان حسابدار با اون مجموعه همکاری می‌کردم)

یادمه یک بار نقدینگی مجموعه پایین بود طوری که قادر به پرداخت حقوق نبودیم. باهاش تماس گرفتم و گفتم نمی‌تونیم یکُم برج پرداخت حقوق انجام بدیم و ممکنه چند روزی تاخیر بخوریم تا زمان وصول مطالبات. گفت: ببین سعید! این چیزی که داری میگی مشکل منه نه بچه ها! سریع به فلانی زنگ بزن و بگو مبلغ کسری‌تون رو بریزه به حساب تا آخر ماه با سود فلان درصد بهش برمی‌گردونم.

چون اوایل کارم بود و هنوز شناخت درستی از روحیه ایشون نداشتم گفتم حالا مطمئنی که نیاز به گرفتن پول نزول داریم؟ بچه‌ها چند روز صبر می‌کنن.

جواب دندون شکنی داد:

ــ نگران پول نزول نباش پسرجان! جواب خدا با خودم! اگه من نتونم اول برج حقوقشونو تا ریال آخر بدم پس … می‌خورم کارخونه باز می‌کنم! (ببخشید ولی به همین وضوح گفت. طوریکه من گوشام آویزون شد)

بعدها چندبار شنیدم که در وضعیت خراب اقتصادی، ملک خودش رو به ضرر سنگین فروخته تا حقوق بچه‌ها رو سروقت بده. تا به امروز دیگه چنین پدیده نادری رو ندیدم.

 

 بخش چهارم

 « داره و نمیده »

 اینا خیلی باحالن! گنجشک‌مغزانی که هنوز فکر می‌کنن به منشی و حسابدار و راننده و انباردار و مدیرشون لطف کردن و منّت سرشون گذاشتن که آوردنشون سرکار! افرادی که دیر یا زود سرشون بدجور به سنگ خواهد خورد. این‌ها علیرغم اینکه حساب بانکی‌شون درحال انفجاره اما وقتی میگی چرا حقوق پرسنل رو سروقت نمیدی میگن:

پررو میشن !

مدیر محترمی که این تفکر رو داری:

در کنار اینکه شما رو دعوت می‌کنم به رعایت تقوا و پرهیزگاری، ایضاً دعوت می‌کنم به دیدن فیلم The Prestige و اون صحنه‌ای که آقای اِنجیر وارد کلرادو میشه و یک کالسکه با چهار اسب میاد دنبالش. به نظر من عقل و شعور و فهم و درک اسب سمت راست ردیف عقب اون کالسکه از تو جونور انسان‌نما خیلی بیشتره. شک ندارم.