اگر از همراهان قدیمی نوشته‌های اینجانب باشین، می‌دونین که تا چه حد از کپی کردن مطالب دیگران بیزارم. اما در کنار این واقعیت، شعار معروفی دارم که بسیاری از عزیزان در جریانش هستن: بعضی نوشته‌ها اونقدر جذاب، اعجازگر و مفید هستن که کپی نکردن اونها نوعی خیانت محسوب میشه! مخصوصاً وقتی که مطلبی می‌خونی و می‌بینی که نویسنده، دقیقاً زده به هدف. و زخم کهنه‌ای که مدت‌ها رو دلت بوده و نمی‌تونستی در قالب کلمات بیان کنی در این نوشتۀ نجات‌گر به زیبایی آورده. خب مگه میشه کپی نکنی و با دیگران به اشتراک نذاری؟ این پست حاوی یک نوشتۀ نجات‌گر به قلم استاد حوزۀ تبلیغات و بازاریابی کشورمون جناب آقای مجتبی محمدیان عزیزه که اشاره به ریاکاری در تبلیغات توسط بعضی سازمان‌ها و برندهای کشورمون داره. درخاتمه باید عرض کنم که شاگردی در محضر مجتبی محمدیان و همچنین برادر بزرگوارش جناب آقای دکتر محمود محمدیان رو یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های زندگی خودم می‌دونم.

.

.

متن اصلی

(با اندکی تغییر در ویرایش)

اعتقاد دارم به استثنای برخی برندها، موضوع تبلیغات و تولید محتوا در فضای مجازی آنقدر مضحک شده که برخلاف پیش‌بینی‌ها در مورد اثرگذاریش، به نظر می‌رسد تبدیل به محفلی برای هنرپراکنی برخی مدیران و تبلیغاتچی‌ها شده است. برندها با نادیده گرفتن ارتباط معنایی برند خود با رویداد، نسبت به هر مناسبت و رویدادی علاقه دارند که عکس‌العمل نشان دهند.

از روز تشتک بازکنی با دست چپ تا روز تولد شاملو  و بروسلی! گویی برندهای ایرانی فقط برای این به وجود آمده‌اند که عکس‌العمل نشان دهند. آنها درواقع، تیم دیجیتال ندارند بلکه صرفاً تیم عکس‌العمل دارند! آن‌هم با یک عکس‌العمل شاتر استوکی (گرافیست‌ها معنایش را خوب می‌دانند)...

در این بازار عجیب و غریب، هر کجا آگهی استخدام از سوی برندها برای متخصص دیجیتال دیدید، بدانید که آنها صرفاً به دنبال تیم سری‌دوزی مناسبت‎ها می‌گردند. آن‌هم صرفاً با تکیه بر عکس‌های شاتراستوک...

به نظرم وقتی به تمام رویدادها عکس‌العمل نشان می‌دهیم و برای هر مناسبت تقویمی می‌خواهیم حرفی بزنیم یک جای کار ایراد دارد...

بعضی مواقع احساس می‌کنم برندهای ایرانی خط تولید را رها کرده و اکانتی ‌در شبکه‌های اجتماعی راه انداخته‌اند و گدایی لایک و کامنت می‌کنند. انگار داستان عوض شده است. بعضی از این برندها اگر نصف زور و توانی که برای تولید محتوای بی‌اعتقاد در فضای مجازی می‌کنند را صرف ارتقا کیفیت تولیدی می‌کردند وضعیت بهتری داشتند... دورویی و تظاهر از محتوای تولیدی برخی برندها می بارد.

به نظرم جور در‌نمی‌آید که هنوز مشکل باز کردن درِ نوشابه را برای مشتریانت حل نکرده باشی، بعد بیایی و روز معلولین را تبریک بگویی!

جور درنمی‌آید که در خط تولید، برای فروش دوبارۀ محصولات تاریخ مصرف گذشته، تاریخ انقضای روی محصول را دستکاری کنیم ولی در شبکه‌های اجتماعی برای روز راستگویی پست ارسال کنیم و پاس بداریمش!

جور درنمی‌آید که از مواد تراریخته در تولید محصول استفاده کنیم بعد در شبکه‌های اجتماعی خط سلامتی در غذا را ول نکرده و هر روز در مورد سلامت تغذیه حرف بزنیم!

جور درنمی‌آید حقوق پرسنل را سروقت پرداخت نکنیم بعد در شبکه‌های اجتماعی روز کارگر را به همه کارگران تبریک بگوییم!

جور درنمی‌آید در حالیکه ذره‌ای اعتقادات انسانی در تولید نداریم و سلامت و جان و مال مردم با تولید محصولات بی کیفیت برایمان مهم نیست روز ایمنی یا روز هوای پاک را پاس بداریم!

جور درنمی‌آید ساده‎ترین اصول بهداشتی را در تولید محصولت رعایت نکنی و محصولت آنقدر بد باشد که خودت هم استفاده نکنی، بعد روز حمایت از مصرف کننده را برای تولید محتوا فراموش نکنی!

عزیز من! این هنرپراکنی‌ها را بگذار برای جای دیگر. باور کن تولید محتوا نکنی هم اتفاقی نمی‌افتد!

“مجتبی محمدیان”