شکی نیست که شرایط جامعۀ امروز ما اونقدر سخت و پیچیده شده که همۀ شهروندان محترم نیاز به اندکی آرامش و حالِ‌خوب دارن. مخصوصاً آقایون که به‌نظرمی‌رسه خیلی خسته‌تر‌ باشن. بنابراین در اینجا به چند روش کاملاً ایرانیزه در راستای ایجاد یک حسّ‌خوب‌آرامش که جواب خودشون رو هم به‌خوبی پس دادن اشاره می‌کنم. البته منحصراً برای آقایون

« خیابون »

اگه پشت فرمون بودین و به‌صورت اتفاقی، پشت سر یک خانوم قرار گرفتین، در اینجا یکی از بهترین شرایط ایجاد حس خوب برای شما فراهم شده. این موقعیت نصیب هرکسی نمیشه. قدرشو بدونین و فرصت رو از دست ندین و بدون توجه به اینکه اون خانوم رانندۀ خودروی جلویی، با چه سرعتی در حال رانندگیه، بوق ممتد رو پشت سرش گرفته و خودتونو یک شخصیت بسیار مهم و ارزشمند جلوه بدین طوریکه هرکسی این صحنه رو ببینه با خودش بگه: « عجب آقای(مثلاً) دکتر مسئولیت‌پذیری. کاملاً مشخصه که مریضش در اتاق عمل درحال مرگه و منتظره که ایشون سر برسه و جراحیش کنه و ثانیه‌ها براش ارزشمنده »

ضمناً اصلا هم مهم نیست که ماشین زیر پاتون مثلاً نیسان آبی باشه! مهم فقط خلوص نیّت و انگیزه شماست.

  « دوربرگردون  »

ناگهان به خودتون میاین و می‌بینین که موقع پیچیدن در یک دوربرگردون، افتادین پشت سر یک رانندۀ خانوم. قبل از هر چیز بهتون تبریک میگم. چون قطعاً از بندگان خوب و صالح درگاه خداوند هستین که این موقعیت استثنایی براتون فراهم شده.

تحقیقات نشون داده که بوق ممتد به تنهایی در این مواقع کارایی زیادی نداره. بلکه باید سرتونو از پنجره بیرون آورده و تمام آموخته‌های فرهنگی و تربیتی که از ابوی گرامی و والدۀ محترمه در وجودتون نهادینه شده رو یک‌جا نثار اون خانوم کنین (خساست هم به خرج ندین لطفاً)

ضمناً اگه این حرکت شما باعث تصادف رانندۀ خانوم بشه امتیاز بالاتری رو کسب کردین. آفرین بر شما!

خدای نکرده زبونم لال، اینجور مواقع سوسول‌بازی درنیارین و احساس مسئولیت احمقانه بهتون دست نده که سعی کنین خودتونو برسونین به منتهاالیه سمت راست اون خانوم و با کمی دورگرفتن بیشتر، یک محیط امن براش درست کنین. ابداً . خاک بر سر سوسول‌هایی که از این کارا میکنن. حال آدمو بهم میزنن.

« داخل کوچه »

اگه در کوچه‌ای تنگ و باریک، مشاهده فرمودین که یک خانوم دور سه‌فرمون میزنه بدونین که اون روز، روزیه که هفتادهزار فرشته به درگاه پروردگار التماس کردن تا این موقعیت براتون فراهم بشه. افسوس می‌خورم به این موقعیت. خوشا به سعادتتون. ای کاش یک دست نداشتم اما اون لحظه به جای شما بودم!

در این مواقع بهترین کار اینه که نور بالا رو بندازین تو چشم رانندۀ خانوم و تا حد ممکن بچسبین به درِ ماشینش. البته دیده شده که بوق ممتد هم در این مواقع خوب جواب داده. (ولی نظرات کارشناسی در این مورد با هم متفاوته)

یه وقت احمق نشین و فکر کنین که باید خدای نکرده روم دیوار، گلاب به روتون، چراغ اصلیو خاموش کنین و چندین متر فاصله رو حفظ کرده و چند ثانیه از عمرتونو هدر بدین.  اصلاً و ابداً.

حتی دیده شده بعضی ها اونقدر چاپلوس و حال‌بهم‌زن هستن که سرشونو میندازن پایین و مثلا با موبایلشون ور میرن که اون خانوم بدون احساس سنگینی زیر نگاه آقا، با راحتی بیشتری دورش رو بزنه. چقدر این جماعت تهوع‌آور هستن. باید زیر مشت و لقد(لگد) گرفتشون. والا

یادتون باشه در این مواقع فقط به بیمارتون در اتاق عمل فکر کنین و ارزشمندی ثانیه‌ها. هیچ‌چیز دیگری اینجا اهمیت نداره.

راستی در موارد فوق اگه بیشعور چاپلوسی بهتون تذکر داد که ممکنه اون خانوم راننده، به جای همسر یا خواهر خودتون باشه بزنین تو دهنش. محکم هم بزنین! اصلا به اون چه که به ناموس شما کار داره. نمی‌دونم واقعاً این ملّت مگه خودشون خواهرومادر ندارن؟!

مطمئن باشین با به‌کارگیری این اصول، وقتی برگشتین خونه آرامش عمیقی رو تجربه خواهید کرد.

ضمناً این مورد رو هم اضافه کنم که هر زمان دیدین بانویی پشت فرمون نشسته، فقط و فقط می‌تونه یک حالت وجود داشته باشه و لاغیر:

زن‌ی‌ک‌ه (…) با پول شوهرش سوار این ماشین شده!

منم مثل شما امیدوارم روزی برسه که اونقدر تکنولوژی پیشرفت کنه تا همزمان با دیدن یک خانوم پشت فرمون، قادر باشیم شوهرش رو بگیریم زیر مشت و لگد که چرا برای این زنیکه(!) ماشین خریدی؟!

درنهایت، تفاوت مدل خودروی شما و اون خانوم هم نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای خواهد داشت. اگه شما پشت فرمون پیکان یا تاکسی و مخصوصاً نیسان آبی بودین و خانوم هم پشت یک شاسی‌بلند لوکس، حتماً فوران روح آریایی یادتون نره!

پ.ن) بعید میدونم لازم به یادآوری باشه که منظور از این پست، بخش کوچکی از مردان سرزمین خودم بود. کسانی که به‌حق، لایق عنوان بیشعور هستند.

(بازنویسی از وبلاگ قبلی)