پردۀ اول

فروردین ۹۵ به دعوت مدیرعامل محترم یک سازمان بزرگ و معروف، جناب آقای دکتر(!) … رفتم برای مشاوره درحوزه منابع‌انسانی. درخلال گفتگوها مثل همیشه ذات کنجکاو (مترادف امروزی و مودبانۀ فضول) کودک درونم دنبال پاسخ به این پرسش بود که او دکترا درچه حوزه‌ای دارد؟

البته از صحبتهایش کاملاً مشخص بود که دکترای چه چیزی ندارد: مدیریت

(چون از ابتدایی‌ترین اطلاعات حوزۀ منابع انسانی هم عاجز بود)

اما زمانی که در پاسخ به پرسش من گفت دکترای مدیریت از انگلستان(!) ناخواسته ضمن اینکه بعضی خاطرات، دوباره زنده شد بازهم از مظلومیت حوزه مدیریت در کشورم متاثر شدم.

 

پردۀ دوم

سال گذشته افتخار حضور در سمیناری نصیبم گردید مثلاً در حوزۀ کسب‌وکار و با سخنرانی جناب آقای دکتر(!) … که البته به اعتقاد بنده، این بزرگوار بیشتر دارای تخصص باستان‌شناسی بود. چرا که مهارت عجیبی در نبش قبر مدل‌های منسوخ بازاریابی داشت و بعد از سمینار هم که حدود نیم‌ساعتی افتخار کسب فیض حضوری از محضرش را داشتم به تعریف جدیدی از واژه دکتر رسیدم. جالب اینکه در شرح مکتوب کرامات ایشان ثبت گردیده بود: دکترای مدیریت با گرایش DBA از انگلستان!

پردۀ سوم

دوران دبیرستان یک همکلاسی بیش‌فعال (مترادف امروزی و مودبانۀ خرابکار و شرور) داشتم که بارها تا مرز اخراج از مدرسه پیش رفت. تا جایی که می‌دانم دیپلم هم نگرفت. خبر دارم مدتی هم به جرم کلاهبرداری (این واژه هنوز معادل امروزی ندارد!) در زندان بود و اکنون در شهری دیگر با درجه دکترای مدیریت از انگلستان مشغول خدمت‌رسانی صادقانه به جامعه است!

.

پردۀ چهارم

مدتهاست که موسسه‌ای واقع در چند خیابان پایین‌تر از منزل با من تماس می‌گیرد و مصرّانه پیشنهاد شرکت در دوره‌هایش می‌دهد با این تضمین که مدرک معادل دکترای مدیریت DBA از انگلستان خواهدداد!

حال سوالی که از دوستان عزیز دارم:

این انگلستان که میگن دقیقاً کجاست؟

الف) چند خیابان پایین‌تر از منزل ما

ب) زندان

ج) جزیره‌ای کوچک در غرب آفریقا !

د) هرسه مورد (و شاید هم هیچکدام)